جوجه چاق با الاغی بزرگ با شورت سفید روی زمین خوابیده است. سبزهای با جورابهایی که او را آزار میدهد، بیدمشک پرمویش را خودارضایی میکند. و سپس سبزه روی صورت خانم چاق می نشیند و دوست دخترش بیدمشک تراشیده اش را می لیسد و زبانش ماهرانه کلیشه او را نوازش می کند. ارگاسم از کونیلینگوس
راهرو به سرعت متوجه شد که این هوسباز یک پولساز واقعی است. چند تعریف از سینه های طبیعی و نوک های خش خش او معجزه کرد. او حتی موفق شد با او چانه بزند که او روی خروسش می پرید. او را متوجه خود کرد که دارد تجارت می کند و شکاف خود را دستفروشی می کند. بعد از برداشتن تقدیر روی سینههایش و لیسیدن سر، حتی به یاد آورد که پول را به او یادآوری کند. )))
بیا اینجا اگه میخوای من رو لعنت کنی